تبليغاتX
غریب آشنـــا
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
دبیرکل حزب اعتمادملی به ارائه مدارک جعلی با انگیزه سیاسی متهم شد

هیات سه نفره قضایی: با کروبی برخورد قاطع شود

خبرگزاری ها: هیات سه نفره قضایی پس از بررسی ادعاهای کروبی آن را کاملاً جعلی و سیاسی دانست و خواهان برخورد عادلانه و قاطع با وی شد. به گزارش روابط عمومی قوه قضائیه، اعضای هیات سه نفره قضایی رسیدگی به حوادث و اغتشاشات پس از انتخابات نتیجه بررسی های خود و دیدار با کروبی را به آیت الله لاریجانی رئیس قوه قضائیه ارائه کرد. مطابق گزارش ارائه شده هیات سه نفره قضایی به این جمع بندی رسیده که نه تنها هیچ گونه مدرکی دال بر تجاوز جنسی به افراد مورد ادعای کروبی وجود نداشته و ادعاهای مطرح شده بدون مستند و عاری از حقیقت است بلکه ادعاها و مدارک ارائه شده کاملاً ساختگی و برای انحراف افکار عمومی تنظیم شده است.

اعضای هیات سه نفره قضایی پس از بررسی اظهارات کروبی و مدارک وی نتیجه جلسات خود را به همراه دو پیشنهاد به آیت الله لاریجانی ارائه کرد که رئیس قوه قضائیه ضمن تقدیر و تشکر از زحمات هیات سه نفره با پیشنهادات ارائه شده موافقت کرد.
براساس پیشنهادات هیات سه نفره مناسب است نتیجه گزارش این هیات از طریق رسانه های جمعی به اطلاع عموم مردم رسانده شود.
هیات سه نفره همچنین پیشنهاد کرده است که گزارش به مرجع صالحه قضایی ارسال شود تا با مباشرین و معاونین و با کسانی که در ادامه اقدامات ضدامنیتی علیه نظام پس از انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری و در راستای ادامه همان خط و جریان با نشر اکاذیب و ایراد تهمت و افترا علاوه بر تشویش اذهان عمومی به حیثیت و اعتبار نظام و بعضی از نهادهای نظام و همچنین موجب هتک حیثیت و حرمت بعضی از مردم شده اند برخورد عادلانه و قاطع صورت گیرد.
بنابر موافقت رئیس قوه قضائیه و پیشنهاد هیات سه نفره متن گزارش این هیات به شرح ذیل به اطلاع عموم مردم می رسد:
«حضرت آیت الله لاریجانی
(زیدعزه العالی)
ریاست محترم قوه قضائیه
سلام علیکم
در پی ارسال نامه از طرف آقای مهدی کروبی به حضرت عالی مبنی بر آزار و تجاوز جنسی به بعضی از افراد دستگیر شده در آشوب های ماه های اخیر و ارجاع آن نامه به هیات سه نفره برای پیگیری جدی و اعلام نتیجه به استحضار می رسد:
-پس از وصول نامه کروبی، ایشان بلافاصله برای ادای توضیح و ارائه مستندات موارد ادعایی جهت حضور در هیات سه نفره به دفتر دادستان کل کشور فراخوانده شد.
-آقای کروبی در وقت مقرر در جمع هیات در دادستانی کل حاضر شد و پس از اشاره به زمان انتخابات و بعد از آن در پاسخ به این سوال که ادعا و مستندات شما مبنی بر تجاوز جنسی به بعضی از افراد دستگیر شده در آشوب های اخیر چیست»، توضیح دادند: «من مطالبی را در این خصوص شنیده ام و بر اثر فشار و ناراحتی روحی نامه ای به آقای هاشمی رفسنجانی نوشتم و پس از 10 روز آن را روی سایت قرار دادم و آن را منتشر کردم.»
سوال شد افراد مورد نظر شما چه کسانی هستند و چگونه شما به این مساله پی بردید؟
وی در پاسخ می گوید: « 1- ترانه موسوی
من ترانه موسوی یا اعضای خانواده او را ندیده ام و از افراد مرتبط با آقای میرحسین موسوی و اعضای کمیته ای که من و آقای موسوی تشکیل داده ایم شنیده ام و خودم اطمینان ندارم و فقط صرفاً شنیده های این جانب است و در این مورد مستندی ندارم.
2- الف - ش
ابتدا ازطریق افراد خوب خودمان یعنی حزب اعتمادملی شنیدم که این فرد گفته سه نفر مرا در خیابان جردن سوار ماشین کردند و به محلی بردند؛ در آنجا افراد دیگری هم بودند، من چشم هایم بسته بود و هیچ کس را ندیدم و نمی شناسم. مورد ضرب و شتم مکرر قرار گرفتم و به من درحالی که ایستاده بودم و دست هایم بسته بود و از بالا آویزان کرده بودند به نحوی که پاهایم به سختی به زمین می رسید به من تجاوز جنسی شد. من خودم این فرد را خواستم و اظهارات او را شنیدم و سپس یکی از اعضای حزب اعتماد ملی اظهارات ایشان را روی یک لوح فشرده ضبط کرد که یک نسخه از آن را به شما تحویل می دهم.»
ازآقای کروبی سوال شد آقای الف -ش در چه روزی و در کدام یک از آشوب های خیابانی دستگیر شده است؟
آقای کروبی پاسخ داد:« نمی دانم من سوال نکردم ولی در تظاهرات و درگیری نبود. می گوید در خیابان جردن تنها بودم و سه نفر مرا سوار یک ماشین کردند و بردند.
3- فرد سومی است که ادعای تجاوز ندارد و من هم او را ندیده ام و فقط از افراد مرتبط با حزب اعتماد ملی و آقای میرحسین موسوی شنیده ام. این فرد هم در تظاهرات و درگیری ها نبوده ولی گفته چند نفر مرا دستگیر کردند و به شدت مرا مورد ضرب و شتم قرار دادند به صورتی که سر و صورت و بسیاری از اعضای بدنم زخم شده و خود خانواده او از همه اعضای بدن او عکس گرفته اند و من یک نسخه از این عکس ها را به شما می دهم.
4- خانم م- الف
این خانم از طرف بچه های حزب اعتماد ملی به من معرفی شد و من با او صحبت کردم و او ادعای تجاوز جنسی ندارد ولی می گوید روز اول دستگیری مرا به اداره آگاهی بردند و در آنجا مورد ضرب و شتم و هتاکی قرار گرفتم و در مقابل عکس العمل من لباس مرا کشیدند و دست آنها به بدن من برخورد کرد.
5- فرد دیگری به نام س - پ
این خانم فرزند شهید است و چند نفر از اعضای خانواده او شهید شده اند و از طرفداران آقای موسوی بودند که با مادرش شبانه تکبیر می گفتند آمده اند او را در منزل دستگیر کرده اند و سپس او را مورد ضرب و شتم قرار داده اند و پس از چند روز جنازه او را که بخشی از قسمت پایین بدن او با اسید سوخته بوده مخفیانه به خاک سپرده اند. افراد آقای میرحسین به منزل او رفته اند و شنیده ام آقای میرحسین موسوی در جلسه ختم او شرکت کرده است و من هم قرار بود به منزل آنها بروم که فرصت نشد و فرزندم به سراغ آنها رفت.
از آقای کروبی سوال شد آیا با آنچه در مورد این چند نفر شنیده اید برای شما اطمینان حاصل شده که این افراد را در درگیری ها و آشوب های بعد از انتخابات دستگیر کرده اند و مورد ضرب و شتم و احیاناً تجاوز جنسی قرار داده اند؟
آقای کروبی پاسخ داد: «نه. من اطمینان ندارم و اینها شنیده های من است ولی چون در انتخابات معترض بودم و ذهنیتی داشتم لذا هر کسی ادعایی داشت به سراغ او می رفتیم یا آنها را دعوت می کردیم و با آنها صحبت می کردیم.»
از آقای کروبی سوال شد از چه زمانی به شما یا حزب اعتماد ملی مراجعه کردند؟
آقای کروبی پاسخ داد: «بعد از اینکه من نامه به آقای هاشمی رفسنجانی نوشتم و پس از اینکه نامه را منتشر کردم و در سایت قرار دادم مراجعه کردند.»
سوال شد اگر اطمینان به مسائل مطروحه نداشتید و قبل از اینکه نامه بنویسید و روی سایت قرار دهید کسی به شما مراجعه نداشته و حرفی نزده است؛ بر چه اساس و مبنایی نامه نوشتید و منتشر کردید و مطالبی را که اثبات آن نیاز به بررسی های دقیق قضایی دارد و مورد سوء استفاده همه دشمنان و بدخواهان قرار گرفت در نامه خود به نظام و نهادها نسبت دادید؟
آقای کروبی به اینگونه سوالات که به روشن شدن واقعیات کمک می کرد به شدت واکنش نشان می دادند و از موضوع ادعایی منحرف می شدند و به تقلب و امثال آن می پرداختند.
به آقای کروبی گفته شد احتمال نمی دهید افرادی مغرض یا فرصت طلب بخواهند با طرح اینگونه مسائل ذهن مردم را با طرح مسائلی که هیچ ارتباطی با مسائل بعد از انتخابات ندارد منحرف کنند و موجب بی اعتمادی مردم به نظام و مسوولان شوند؟
آقای کروبی پاسخ داد:« اگر واقعاً ثابت شود که این موارد صحیح نبوده است خودم با کمال شجاعت به مردم می گویم من اشتباه کردم.»
آقای کروبی پس از پایان جلسه چهار عدد لوح فشرده را که مدعی بود افراد حزب اعتماد ملی تهیه کرده اند جهت بررسی به هیات تحویل دادند و مقرر شد پس از ملاحظه لوح های فشرده و پیگیری موارد ادعایی درصورت لزوم مجدداً کروبی خواسته شود.
از همان روز موضوع با جدیت از طرف هیات پیگیری شد، ابتدا لوح فشرده مربوط به الف -ش که مورد ادعای اصلی و به اصطلاح مستند اصلی کروبی بود ملاحظه شد.
نکات بسیار قابل توجه و تاملی در چگونگی تهیه و ساخت این لوح فشرده ملاحظه گردید و به روشنی مشخص بود که چه القائاتی به یاد شده صورت گرفته که مشروح آن پیوست گزارش می باشد و با توجه به نکات تامل برانگیز مقرر شد به نحو مقتضی از « الف.ش» و تهیه کنندگان لوح فشرده تحقیق شود که فردای همان روز از دفتر کروبی ازطریق سایت حزب اعتماد ملی اعلام شد «الف.ش» مفقود شده است.
در ادامه تحقیقات مشخص شد «الف.ش» که مدعی هستند مفقود شده و حتی به ظاهر خانواده او هم از او اطلاعی ندارد به صورت مخفیانه با یکی از افراد مرتبط با کروبی و حزب اعتماد ملی به نام داوری که یکی از تهیه کنندگان لوح فشرده و یکی از افراد معرفی کننده این فرد به کروبی بود در تماس می باشد و از ناحیه آقای داوری راهنمایی می گردد.
گرچه تحقیقات در زوایای مختلف این مورد ادامه دارد ولی تاکنون اجمالاً مشخص شده آقای «الف. ش» در هیچ یک از درگیری های خیابانی دستگیر نشده و در هیچ یک از مراکز انتظامی و امنیتی سابقه ای مبنی بر بازداشت و دستگیری ندارد و لوح فشرده نیز کاملاً با انگیزه سیاسی و البته خیلی ناشیانه تهیه شده است و در اظهارات «الف - ش» در این لوح فشرده ابهامات و تناقضات زیادی وجود دارد و شاید همین امر سبب شده بلافاصله او را مخفی کرده و مخفیانه از حزب اعتماد ملی با او در تماس هستند ولی اعلام می کنند که او مفقود شده است.
در ادامه تحقیقات مشخص شد: 1-ادعای آقای کروبی به نقل از اطرافیان خود یا آقای میرحسین موسوی پایه و اساسی نداشته و عاری از حقیقت می باشد.
2- آقای کروبی درمورد خانم «س -پ» ادعا کرده بود که فرزند جانباز شیمیایی است که همراه مادرش شبانه الله اکبر می گفته و او را دستگیر کرده اند و سپس او را مورد آزار قرار داده و پس از چند روز جنازه او را که با اسید سوزانده شده بود مخفیانه به خاک سپرده اند و درخصوص همین «س - پ» سایت های وابسته به آقایان میرحسین و موسوی کروبی به رونویسی از سایت های وابسته به این دو نفر رسانه های مختلف ضدانقلاب قلم فرسایی های فراوانی علیه نظام و نهادها کرده اند که به گوشه ای از آن و نتیجه تحقیقات در این خصوص به شرح ذیل اشاره می شود:
در مورخه 8/6/88 دربرخی از سایت ها چنین آمده است:
«افشای نام و نشان یکی از شهدایی که مخفیانه در قطعه 302 بهشت زهرا دفن شد «س- پ» (نام کامل در سایت ذکر شده است) قربانی جنایت لباس شخصی ها، اطلاعات جدیدی درباره یک شهید گمنام جنبش سبز از دو روز قبل به موج سبز آزادی رسید که در این دو روز جزئیات آن را مورد بررسی قرار دادیم و از صحت آن مطمئن شدیم «س - پ» تنها فرزند جانباز شهید «ع - پ» است که در یکی از شب های پس از کودتا درحالی که به الله اکبر گفتن شبانه بر پشت بام خانه شان مشغول بوده از سوی نیروهای لباس شخصی بسیج دستگیر و پس از 20 روز جنازه او در یکی از سردخانه های جنوب تهران از سوی مادرش شناسایی شد.
گفتنی است مراسم «س - پ» روز شنبه هفتم شهریور به صورت محدود در مسجدقلهک برگزارشد و نمایندگانی از جنبش سبز برای همدردی با خانواده در این مراسم شرکت کردند.»
در اعلامیه به اصطلاح فوت این خانم آمده است:
«........ بدین وسیله درگذشت غنچه پرپرشده مرحومه «س - پ» تنها فرزند جانباز شهید ع - پ را به اطلاع اقوام و آشنایان می رساند.»
درمورد مشارالیه تحقیق شد و مشخص گردید: «1- پدر وی شهید نبوده و چند سال پیش فوت کرده و اصولاً «س - پ» تنها فرزند خانواده نیست و دختر شهید هم نمی باشد.
2- مشارالیه با مادرش اختلاف داشته و از سال 86 تاکنون 6 مورد از منزل فراری شده و هر بار مادرش برای پیدا کردن او به مراکز انتظامی مراجعه داشته است و در مواردی پس از روزهایی به منزل برگشته و در چند مورد هم توسط مامورین انتظامی با پسر و دختر دیگر دستگیر و زندانی یا تحویل مادرش شده است که گزارش مبسوط آن پیوست می باشد.»
درمورد اخیر مادر «س - پ» نام «الف - ع» در 21/4/88 در نامه ای به یکی از سران می نویسد: «.... در روز شنبه 13/4/88 ساعت 45:13 برای تهیه دارو از منزل خارج شده بودم و در هنگام بازگشت با عدم حضور دخترم مواجه شدم و از آن تاریخ تاکنون از او اطلاعی ندارد و استدعا دارم دستور دهید فرزندم را پیدا کنند.»
3- از قرار اطلاع خانم مذکور چند روز پیش تماس می گیرد و می گوید من تا چند روز دیگر به منزل برمی گردم.
4- مادر وی از آنچه که آقای کروبی و مرتبطین با آقای میرحسین موسوی و سایت های مربوطه گفته و نوشته اند اظهار بی اطلاعی می کند و می گوید نمی دانم دخترم دستگیر شده و یا مثل دفعات قبل از خانه بیرون رفته و هیچ اطلاعی از وضعیت او ندارم.
5- آنچه که فعلاً قطعی است عدم حضور «س - پ» است که مثل دفعات قبل از خانه فرار می کرده و سایر مسائل مطروحه از ناحیه آقای کروبی و افراد مرتبط با آقای میرحسین موسوی به هیچ وجه صحت ندارد.
6- مادر مشارالیه می گوید فردی با منزل ما تماس گرفت و گفت دخترت کشته شده و جنازه او را دفن کرده اند و تلفن را قطع کرد و خودش را معرفی نکرد. من که از فرارهای قبلی دخترم بین همسایگان و آشنایان رنج می بردم و این بار نیز دخترم مدتی بود که نبود و این تلفن هم بیشتر مرا نگران کرد موضوع را به یکی از همسایگان به نام اشراقی (کارمند بانک ملی و مرتبط با ستاد آقای میرحسین موسوی) و خانم کاشانی که در جریان فرارهای قبلی دخترم بود در میان گذاشتم و قرار شد برای او جلسه ختمی بگیرم و کارهای بعدی را برای گرفتن مسجد و... آقای اشراقی دنبال کرد.
فردای آن روز که مساله را با آقای اشراقی مطرح کرده بودم قرار شد جلسه ختم برقرار کنیم. حدود ساعت 10 شب فردی به نام آقای مقیسه با منزل ما تماس گرفت و گفت به شما تسلیت می گویم و در مراسم شما هم شرکت می کنیم. من گفتم شما را نمی شناسم. آقای مقیسه گفت دختر شما کشته شده، جریان چیست؟ من تاکید کردم من اصلاً شما را نمی شناسم و اصلاً موضوع این نیست. آقای مقیسه تلفن را قطع کرد.
روزی که در مسجد قلهک مراسم داشتیم وقتی مداح اعلام کرد آقای میرحسین موسوی شرکت کرده من خیلی تعجب کردم و بعد به من اطلاع دادند آقای میرحسین می خواهد به منزل بیاید و تسلیت بگوید که من قبول نکردم. از یک روز قبل از ختم و تا دو سه روز بعد مکرر افرادی که خود را از طرف آقای میرحسین موسوی معرفی می کردند با من تماس می گرفتند و مطالبی را مطرح می کردند که من درجریان نبودم یا چیزهایی می گفتند که من تکذیب می کردم.
در روز سه شنبه 10/6/88 حدود ساعت 30:21 آقای مقایسه به در منزل ما مراجعه کرد و گفت به همراه همسر جواد امام از طرف کمیته آقایان موسوی و کروبی برای دلجویی آمده ایم و به آقای کاتوزیان نماینده مجلس هم اطلاع داده شده که او هم بیاید. من گفتم شما را نمی شناسم و در منزل تنها هستم و در را باز نکردم. آقای مقیسه گفت چرا می ترسید، ما برای کمک به شما و پیگیری موضوع آمده ایم. من مخالفت کردم و اجازه ورود به منزل ندادم. آقای کاتوزیان نیز همان شب حدود ساعت 30/22 آمد و به او هم گفتم من در منزل تنها هستم و اجازه ورود ندادم.»
با مشخص شدن موارد فوق آقای کروبی برای ساعت 14 روز 16/6/88 مجدداً به دادستانی کل کشور فراخوانده شد و
با حضور در هیات سه نفره به بیان نتیجه تحقیقات و نحوه رسیدگی پرداخته شد.
در ابتدای جلسه و قبل از بیان نتیجه تحقیقات هیات از آقای کروبی پرسیده شد آیا ظرف این مدت غیر از آنچه در جلسه قبل گفتید، مطلب دیگری درخصوص موارد ادعایی دارید یا نه؟
آقای کروبی جواب داد: «ظاهراً
«س - پ» دختر شهید نبوده و در این رابطه اشتباه شده، دختر خانمی با یک نفر دیگر به من مراجعه کرد و گفت من خواهر «س - پ» هستم و پدر ما شهید نشده است، چند سال پیش فوت کرده و من می خواستم از چگونگی مرگ خواهرم مطلع شوم. من (کروبی) گفتم از چگونگی آن اطلاع ندارم و این مسائل را شنیده ام. گفت آدرس منزل آنها را به من بدهند، گفتم چگونه آدرس خواهرت را ندارید. گفت: ما با زن پدرمان اختلاف شدید داشتیم و من رفت و آمد نمی کردم و آدرس او را ندارم.
من (کروبی) با بچه ها تماس گرفتم و گفتم این خانم چنین می گوید که پدرش شهید نشده است. آنها گفتند درست است، پدرش شهید نشده. از آقای کروبی پرسیده شد که چه کسی در جریان وضعیت این خانم بوده؟ آقای کروبی جواب داد: آقای مقیسه گفته پدر ایشان شهید نشده و نیز گفته ظاهراً دختر زنده است و تماس گرفته است.
با آقای کروبی به تفصیل و به صورت دوستانه صحبت شد و جزئیات تحقیقات با ایشان مرور شد و آقای کروبی قبول کرد مسائل مطروحه در مورد س- پ کاملاً بی اساس و با انگیزه سیاسی مطرح شده است.»
همچنین وقتی به آقای کروبی نکات مربوط به لوح فشرده آقای «الف. ش» مطرح و گفته شد دفتر شما بلافاصله پس از حضور شما در دادستانی اعلام کرد آقای الف - ش مفقود شده است، آقای کروبی گفت: «آقای داوری از حزب اعتماد ملی و از نزدیکان من با چند نفر دیگر لوح فشرده را تهیه کرده اند و اکنون هم آقای الف - ش با آقای داوری در تماس می باشد.»
چگونگی تحقیقات و بی پایه و اساس بودن موضوعات مطروحه درمورد ترانه موسوی نیز با آقای کروبی در میان گذاشته و گفته شد حال که واقعیت برای شما مشخص شد حداقل در چند مورد ازجمله س- پ قبول دارید که مطالب گفته شده خلاف بوده و مغرضانه چنین مطالب کذب و ناروایی علیه نظام و مردم تهیه و منتشر شده و بهترین دستمایه برای دشمنان قرار گرفته و با توجه به صحبتی که در جلسه قبل داشتید که اگر برای شما ثابت شد موردی اشتباه بوده با شجاعت اعلام می کنید که اشتباه کرده اید. اکنون به نحو مقتضی برای مردم توضیح دهید شاید بخشی از آثار شوم این تهمت و افترای بزرگ از بین برود، آقای کروبی پاسخ دادند من موارد دیگری هم دارم و هرگاه همه آنها برایم ثابت شود آن زمان اعلام اشتباه می کنم.
نتیجتاً از مجموع تحقیقات جامع میدانی به عمل آمده و استماع اظهارات آقای کروبی و بررسی دقیق لوح های فشرده ارائه شده از ناحیه ایشان و تشکیل جلسات متعدد و فشرده و سایر اقدامات صورت گرفته که مشروح آن به پیوست تقدیم می گردد ، هیات به این جمع بندی رسید که نه تنها هیچ گونه مدرکی دال بر تجاوز جنسی به افراد مورد ادعای آقای کروبی وجود نداشته و ادعاهای مطرح شده بدون مستند و عاری از حقیقت می باشد بلکه ادعاها و مدارک ارائه شده کاملاً ساختگی و برای انحراف افکار عمومی تنظیم شده که مراتب ازطریق مراجع قضایی و امنیتی برای ریشه یابی موضوع در دست بررسی بوده که نتیجه نهایی آن متعاقباً جهت تنویر افکار عمومی اعلام خواهد شد.
پیشنهاد
1- نتیجه گزارش هیات از طریق رسانه های جمعی به اطلاع عموم مردم رسانده شود.
2-گزارش به مرجع صالحه قضایی ارسال شود تا با مباشرین و معاونین و با کسانی که در ادامه اقدامات ضدامنیتی علیه نظام پس از انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری و در راستای ادامه همان خط و جریان با نشر اکاذیب و ایراد تهمت و افترا علاوه بر تشویش اذهان عمومی به حیثیت و اعتبار نظام و بعضی از نهادهای نظام و همچنین موجب هتک حیثیت و حرمت بعضی از مردم شده اند برخورد عادلانه و قاطع صورت گیرد.»
اعضای هیات سه نفره:
1- ابراهیم رئیسی معاون اول رئیس قوه قضائیه
2- غلامحسین محسنی اژه ای دادستان کل کشور
3- علی خلفی رئیس حوزه ریاست قوه قضائیه
 

|+| نوشته شده توسط سروش در یکشنبه 22 شهریور1388 و ساعت 1:33 بعد از ظهر | 
مسائل سیاسی ایران باعث صعود نکردن به جام جهانی شد

پارس فوتبال: باید به او حق داد که درباره حوادثی که پس از مراسم تنفیذ بیرون از خانه اش در دوبی رخ داد، حرفی نزند اما افشین قطبی در تازه ترین گفت و گویش هیچ سوالی را بی پاسخ نمی گذارد.

قبل از حذف از جام جهانی قول هایی دادید که سبب شد مثلاً حشمت مهاجرانی شما را متهم به «رویا فروشی» کند.
در آن مقطع چاره ای نداشتم. من یک مجموعه از هم گسیخته را در دست داشتم که هیچ امیدی نداشت. اگر آن وعده را نمی دادم قطعاً تیم ملی در فاصله هشت دقیقه تا صعود از جام جهانی کنار نمی رفت و خیلی زودتر مثلاً در پیونگ یانگ با جام وداع می کرد. من باید امید را به تیم بر می گرداندم. این دیگر یک هنر است؛ کاری مثل وعده ژوزه مورینیو در چلسی. البته او وعده اش را عملی کرد و من هم تا یک قدمی اش پیش رفتم. پس مسائل را با هم قاطی نکنیم. حشمت مهاجرانی پدر فوتبال ایران است و همیشه من او را خیلی دوست دارم اما گاهی باید در شرایط یک تیم بود و مسائل را از نزدیک دید. شاید اگر شرایط آن روزها طوری دیگر بود ما به جام جهانی می رسیدیم. اگر کمی قدرت در کنفدراسیون داشتیم و بازی ها همزمان برگزار می شد یا اگر مثلاً پرواز های تیم ملی با بلیت اکونومی نبود، یا اصلاً اگر فضای روزهای انتخابات نبود ما حتماً به جام جهانی می رفتیم. ما فقط یک اشتباه کردیم و جزایش شد وداع با جام جهانی، مسعود فرصت گلزنی را از دست داد و توپ برگشتی فرصتی شد برای کره تا استادیوم آنها از شوک خارج شود.
شاید ترس منتقدان از این است که این حربه روحیه سازی تان عملی نشود و مردم بیش از پیش دلسرد شوند؟
من مشکلات را فریاد نمی کنم، مشکلاتم را در فدراسیون با رئیس و مسوولان دیگر مطرح می کنم و سر خواسته هایم می جنگم. می خواهم مثل یک سرباز بجنگم و شرایط طوری شود که تیم ملی به آن نوک قله برسد. ولی نخواهید که آن را فریاد کنم. ما یک خانواده ایم که همه با هم زحمت می کشیم.
به مشکلات اشاره کردید. اتفاقاتی که مانع از صعود تیم ملی شد. آنچه جو را به هم ریخت؛ انتخابات، پاداش ها و البته تلویزیون های بیگانه...
وقتی شرایط کشور طوری بود که هیچ کس، هیچ کس را قبول نداشت و همه شک داشتند به همدیگر، بازیکنان تیم ملی فکر می کردند که ما آمده ایم تغییرات اساسی را در سیستم پاداش ها ایجاد کنیم اما در عمل این جزئیات را نمی بینند پس طبیعی است که ناراحت می شوند. اینها شرایط را از قبل دیده اند؛ در باشگاه ها و تیم ملی، حق دارند که شک کنند و ناراحت و نگران باشند. اگر قرار است از بازیکن انتظار رفتاری حرفه ای داشته باشیم باید با او حرفه ای رفتار کنیم. نکته دوم اما درباره تصاویری که بازیکنان می دیدند، بازیکنان آنجا CNN یا BBC را نگاه می کردند و آن تصاویر خیلی در اعصاب بازیکنان نقش داشت. تصاویر به شکلی بودند که بازیکنان را مضطرب می کرد. خیلی از تلفن ها کار نمی کرد و بازیکنان نمی توانستندبا خانواده هایشان صحبت کنند یا داستان هایی که می شنیدند که تعدادی از اقوامشان، پسر خاله یا پسر دایی یا از اقوام دیگر شان آن روزها در خیابان ها بودند و ممکن بود برایشان اتفاقی بیفتد. اینها التهاب بچه ها را بالا می برد و روی افکارشان اثر می گذاشت.وقتی بازیکن این مسائل را قبل از بازی همراه با خود داشته و به زمین می رود بدون شک روی کار او تاثیر می گذارد و فقط یک اشتباه، بازهم می گویم یک اشتباه در این شرایط اصلاً غیر طبیعی نیست. سال های بعد بر می گردیم به این روزها و اتفاقات را مرور می کنیم، آن موقع حتماً خیلی منطقی تر حقایق را می پذیریم.
روزها گذشتند و شما بعد از جام جهانی هم در تیم ملی ماندید. خیلی ها می گویند این تصمیم محبوبیت شما را نسبت به قبل، کم می کند؟
یک سرباز که نمی تواند در روزهای صلح حرف از رشادت بزند. باید ایستاد و جنگید. من می خواهم یک روند را تغییر دهم و این کارم منافع خیلی ها را به خطر می اندازد تا سعی کنند دست به تخریبم بزنند. من خودم را سپر کردم و هر حرفی را هم به جان می خرم چون آمده ام که تغییر ایجاد کنم. اینطور هم نیست که مردم نظرشان از من برگشته باشد حتی این روزها در سفرهای خارجی هم همان نگاه پر مهرشان از من دریغ نمی شود و شرمنده ام می کنند. ولی عده ای می خواهند هر طور که هست دسیسه ای ایجاد کنند و مرا خرابم کنند چون با بودن من منافع شان به خطر افتاده.
مثلاً هجمه ای که درباره حضور شما در مراسم تنفیذ راه افتاد. یا این بحث رنگ ها که مطرح کردید؟
این فقط راجع به رنگ ها نیست، مثلاً اگر من دستانم را دور گردن آقای حاجیلو حلقه کنم به این کار انعکاسی سیاسی می دهند درحالی که قصدم فقط این بوده که صمیمیتم را نشان دهم یا اینکه می روم تمرین پرسپولیس و با کریم گپ می زنم، می نویسند او دعوت تیم ملی را رد کرد و حرمت تیم ملی را پایین می آورند یا همان ماجرا که مربی پرسپولیس هستی نباید لباس آبی بپوشی یا در تیم ملی از لباس قرمز استفاده نکن که استقلالی ها ناراحت می شوند و البته ماجرای اینکه حق ندارم رنگ سبز در هیچ یک از لباس های به کار رفته باشد که ممکن است مرا با جریانی سیاسی مرتبط کنند که این طرفی هستی و نه آن طرفی یا اگر برای مراسم ریاست جمهوری مرا از دفتر رهبری دعوت می کنند و من که سمت رسمی مربیگری تیم ملی را دارم اجازه ندارم که بگویم نمی روم، رفتنم احترام به رهبری، مردم و کشور است ولی عده ای مرا این طرفی کردند یا آن طرفی کردند من نه سیاسی هستم و نه چیزی می فهمم. من خیلی ساده فکر می کنم اما حرف های مرا می چرخانند. اما عده ای می خواهند مرا سیاسی کنند.


|+| نوشته شده توسط سروش در شنبه 21 شهریور1388 و ساعت 3:7 بعد از ظهر | 
خوشحالم قدوسی این روزها را ندید

همسر آیت الله قدوسی با انتقاد از حوادث پس از انتخابات:

پس از انتشار اطلاعیه بیت آیت الله قدوسی در اعتراض به وضع موجود و لغو مراسم سالگرد وی به همین منظور، همسر و فرزندان آیت الله قدوسی و همچنین جمعی از همکاران و یاران او در دادستانی وقت، یکشنبه هفته جاری در دیدار با «هاشمی رفسنجانی» و «علی یونسی» درباره مسائل جاری کشور و به ویژه حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری اخیر گفت وگو کردند.همسر آیت الله قدوسی ضمن اعلام این خبر در گفت وگویی با خبرنگار «سرمایه» می گوید: «اگر شهید قدوسی و امثال او زنده بودند، قطعاً اجازه نمی دادند به بهانه هایی چون مصلحت و حفظ نظام این حوادث و جریانات را تحمل کنیم.

 البته خوشحال هستم که در این شرایط ایشان در بین ما نیستند چون اگر زنده بود، حتماً یا دق می کرد یا برخوردی نظیر برخورد با اصلاح طلبان با وی می شد. اگر ایشان زنده بودند نمی توانستند آزادانه حرف بزنند و مردم را از مسائلی که در جریان است آگاه کنند.»وی که در عین حال دختر آیت الله علامه طباطبایی است؛ در حالی که بغض گلویش را گرفته است، ادامه می دهد: «آقا می دانید وضعیت کشور آنچنان است که انسان می خواهد سرش را در چاه بکند و درد دلش را اینگونه بیان کند؛ حرف هایی که حضرت امام، آیت الله بهشتی، آیت الله قدوسی، رجایی و باهنر و سایر بزرگان در اوایل انقلاب می زدند، با این وضعیتی که در آن هستیم جور درنمی آید. آنها حرف های دیگری می زدند اما حالا ما چیز دیگری می بینیم. من واقعاً تعجب می کنم که بعد از گذشت 30 سال از عمر انقلاب اسلامی به جای اینکه ما هر روز شاهد گسترش ریشه این انقلاب در میان مردم و به ویژه جوانان باشیم، وضعیت دیگری می بینیم.»همسر آیت الله قدوسی که با غیض و ناراحتی سخن می گوید، نفسی تازه می کند و با صراحت بیشتری می گوید: «آقا اصلاً اگر قدوسی هم زنده بود وضع مردم بهتر از این نبود. اینکه می بینیم از اساسش غلط است. خدا را شاهد می گیرم که شب و روز در این فکر هستم که پس چه باید بکنیم. ما شرمنده جوانان هستیم. آنها حرف های حضرت امام(ره)، بهشتی، قدوسی، رجایی، باهنر و شهدا را در اوایل انقلاب می بینند و شرایط امروز را هم می بینند و برایشان سوال پیش می آید. نه فقط جوانان بلکه بقیه مردم. شنیدیم که در بازداشتگاه ها چه می گذرد. ان شاءالله که دروغ است.»دختر آیت الله علامه طباطبایی در حالی که عینکش را جابه جا می کند، چشمان خود را با دستمالی که در دست دارد، پاک می کند و می گوید: «ای کاش مرده بودم و این روزها را نمی دیدم. همین است که می گویم خوشحالم از اینکه آیت الله این روزها را ندید. آنچه می گویند و می کنند با حقیقت جور درنمی آید. عده ای از جوانان آمده بودند خانه ما و حرف هایی می زدند. من واقعاً جوابی برای آنها نداشتم. چه بگویم؟ دروغ بگویم؟علت رفتن مان خدمت آقای رفسنجانی نیز همین مسائل بود.دیگر چه کار باید بکنیم. آدم نمی داند با چه کسی درددل کند. آنقدر گله و شکایت است که آدم سردرگم می شود. ما از ایشان خواستیم که حداقل به ما جوابی درباره مسائل کشور و حوادثی که بعد از انتخابات دیدیم و شنیدیم بدهند.»وی در بخش دیگری از این گفت وگو به لغو مراسم سالگرد آیت الله قدوسی در سال جاری اشاره می کند که برای اولین بار در طول 27 سال گذشته، برگزار نمی شود؛ مراسمی که همواره پیش از این در مسجد قبای تهران برگزار می شد و «هاشمی رفسنجانی» نیز در این مراسم به عنوان سخنران شرکت داشت.همسر آیت الله قدوسی می گوید: «در جریان مراسم سالگرد شهید آیت الله بهشتی که همین امسال در مسجد قبا برگزار شد، دیدیم که چه اتفاقاتی افتاد. عده ای دستگیر شدند و با آن دختر برخوردی اسفناک کردند. اینکه مردم ظاهراً حرفی نمی زنند به معنای این نیست که گله و شکایتی وجود ندارد. مردم می فهمند. ما فکر کردیم شاید حوادث مشابهی در مراسم آیت الله قدوسی رخ دهد به همین جهت خودمان این مراسم را لغو کردیم.»وی به سخنان علی یونسی (وزیر اسبق اطلاعات) در دیدار عصر یکشنبه اشاره می کند و می افزاید: «آقای یونسی نیز بی جهت نبود که در دیداری که با ایشان داشتیم تاکید کردند اینگونه برخوردها با روح آزادگی و پرسشگری در کشور در حال اپیدمی است و به مرور زمان انقلاب را تهدید می کند.» وی ادامه می دهد: «بعضی ها می گویند آنها که با مردم اینطور کردند ضدانقلاب ها بودند. اگر واقعاً ضدانقلاب ها تا اینجا آمده اند که در حساس ترین نیروها و مکان های نظام هر چه دلشان می خواهد با مردم می کنند پس واویلا.»
 

|+| نوشته شده توسط سروش در چهارشنبه 18 شهریور1388 و ساعت 11:1 قبل از ظهر | 

 

من دغدغه دارم که این روزها در سرزمینی زندگی می کنم

که در آن دویدن سهم کسانی است که نمی رسند

و رسیدن حق كسانيكه نمي دوند .

 

 " مير حسين موسوي " 


|+| نوشته شده توسط سروش در شنبه 9 خرداد1388 و ساعت 2:40 بعد از ظهر | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar